روایتی از نقش محمدعلی نجفی در فتنه ۸۸

بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی با حاشیه‌هایی همراه بود. مهم‌ترین این اتفاقات در بررسی صلاحیت دکتر محمدعلی نجفی برای وزارت آموزش و پرورش رخ داد و دکتر زاکانی اعلام کرد که وزیر پیشنهادی در کمیسیون اعلام کرده است که به فتنه اعتقادی ندارد.

اما این تنها یک بعد ماجراست. فعالیت‌های آقای نجفی در زمان فتنه بیش از این‌ها بوده است. برخی از خانواده‌های کشته‌شدگان فتنه ۸۸ گفته بودند که آقای نجفی در آن زمان با هدف تطهیر فتنه‌گران و انداختن تقصیر به گردن رهبری این دیدارها را انجام می‌داده است.

پدر شهید محمدحسین فیض فرزند جوانش را از دست داده است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. او خود از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس بوده است، دو برادرش شهید شده اند و یکی از آنها جانباز است؛ از توطئه بزرگ دشمن و این‌که اجازه‌ی سوء استفاده‌ی آن‌ها از خون فرزندش را نداده، صحبت کرد. آرزویش این بوده کاش فرزندش در جبهه جنگ با اسرائیل و آمریکا شهید می‌شد، نه در خیابان‌های تهران…

خانواده محمدحسین فیض

می خواستند تقصیرات را گردن رهبری بیندازند

وی در سال ۸۹ در گفتگو با تریبون مستضعفین گفته بود: خانم ابتکار و آقای مسجد جامعی و نجفی آمده بودند. من تعجب کردم، آمده بودند تقصیر را بیندازند گردن رهبری! به کنایه می گفتند که ما تعجب می‌کنیم چرا «آقا» با این ها برخورد نمی‌کند! هم ایشان را مقصر می‌دانستند و هم دولت را. در اصل آمده بودند که این را بگویند. بعد می‌گفتند که این حوادث تقصیر ما نیست و ربطی به میر حسین موسوی هم ندارد!

خانم ابتکار و آقایان مسجد جامعی و نجفی متوجه شدند که از ما چیزی دستگیرشان نمی‌شود

برادر آن مرحوم نیز درباره این دیدار گفته بود: یکی از دلایلی که خیلی سراغ خانواده ما نیامده‌اند بعد از این‌که خانم ابتکار و آقای مسجد جامعی و نجفی متوجه شدند که از ما چیزی دستگیرشان نمی‌شود، چون در آن جلسه خانم ایشان (همسر آن مرحوم) هم بودند که صحبت کردیم. ایشان صحبت کرد، پدرم هم صحبت کردند، شوهر عمه‌ام که جانباز هستند هم حضور داشت. این‌ها متوجه شدند که فایده ندارد. گفتند اگر کاری دارید در خدمت شما هستیم در شهرداری و … شماره‌ای دادند که تماس گرفتیم و دیگر خبری نبود.

ضرورت شفافیت درباره نقش دکتر نجفی در فتنه

در حالی که نمایندگان دولت اعلام کرده‌اند وزرای پیشنهادی دولت در دوران فتنه نقشی نداشته‌اند و بعد از نماز جمعه رهبری از کنار سران فتنه کنار رفته‌اند، اما برخی گزاره‌های تاریخی خلاف این را می‌گوید. به نظر می‌رسد نمایندگان مجلس با کسانی که در آن دوره علیه نظام و رهبری فعالیت کرده یا سخن گفته‌اند بررسی جدی‌تری بکنند و به نمایندگی از مردم، رای اعتماد به کسانی که رای مردم را قبول ندارند، ندهند.

چرا مسئله اصلی در قضایای سال ۸۸ را فراموش ميكنيد؟

من خواهش ميكنم اگر چنانچه مسائل سال ۸۸ را مطرح ميكنيد، مسئلهى اصلى و عمده را در اين قضايا مورد نظر و در مدّ نگاهتان قرار دهيد؛ آن مسئلهى اصلى اين است كه يك جماعتى در مقابل جريان قانونى كشور، به شكل غير قانونى و به شكل غير نجيبانه ايستادگى كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند؛ اين را چرا فراموش ميكنيد؟ البته ممكن است در گوشه و كنار يك حادثهى بزرگ زد و خوردهائى انجام بگيرد كه انسان نتواند ظالم را از مظلوم تشخيص دهد؛ يا يك نفر در موردى ظالم، در موردى مظلوم باشد؛ اين كاملاً امكانپذير است؛ اما در اين قضايا، مسئلهى اصلى گم نشود. خب، در انتخابات سال ۸۸، آن كسانى كه فكر ميكردند در انتخابات تقلب شده، چرا براى مواجههى با تقلب، اردوكشى خيابانى كردند؟ چرا اين را جواب نميدهند؟ صد بار ما سؤال كرديم؛ نه در مجامع عمومى، نخير، به شكلى كه قابل جواب دادن بوده؛ اما جواب ندارند. خب، چرا عذرخواهى نميكنند؟ در جلسات خصوصى ميگويند ما اعتراف ميكنيم كه تقلب اتفاق نيفتاده بود. خب، اگر تقلب اتفاق نيفتاده بود، چرا كشور را دچار اين ضايعات كرديد؟ چرا براى كشور هزينه درست كرديد؟ اگر خداى متعال به اين ملت كمك نميكرد، گروههاى مردم به جان هم مىافتادند، ميدانيد چه اتفاقى مىافتاد؟ مىبينيد امروز در كشورهاى منطقه، آنجاهائى كه گروههاى مردم مقابل هم قرار ميگيرند، چه اتفاقى دارد مىافتد؟ كشور را لب يك چنين پرتگاهى بردند؛ خداوند نگذاشت، ملت هم بصيرت بهخرج دادند. در قضاياى سال ۸۸، اين مسئلهى اصلى است؛ اين را چرا فراموش ميكنيد؟ دربارهى حادثهى سال ۷۸ هم ما حرف زياد داريم؛ آن هم داستان ديگرى است.

آقا ... چه مظلومیتی ... چه صبری ...

مظلوم واقع شدن رهبرم در نطق ها و بر منابر متنوع سیاسی

گاهی اوقات مرا یاد امام حسن مجتبی (ع) می اندازد.

ما هیچگاه اجازه تنها ماندن آقا را نمیدهیم

فقط نگران عقب کشانده شدن کشور هستیم

کجایید ای ستارگان نشان دهنده راه...

ما در تاریکی و در غبار دنیا طلبی راه را گم کردیم کجایید که به داد این ملت برسید

عبدالحمید کجایی تا با آن لحن شیوا و شجاعانه ات دست بدخواهان نظام را رو کنی و با روشنگری هایت عوامل فتنه را از میان وزرای پیشنهادی جدا کنی ....

حسن آقا جای شما در جلسه امروز بسیار خالیست ...

یاد دارم که چه جسورانه برای هدفت در راه آشکارسازی خیانت خائنین در صحن علنی سخن می راندی...

نامتان جاوید و زین پس یادتان همیشگی تر باد

«توابین فتنه» دیگر نباید مدعی اداره کشور شوند/ قحط ‌الرجال نیست

حجت‌الاسلام مجتبی ذوالنور کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به ویژگی وزرای صالح در کابینه یازدهم اظهار داشت: زمانی که حضرت یوسف (ع) به عزیز مصر پیشنهاد کرد که خزانه‌داری مصر را به او بسپارد 2 ویژگی را برای این مسولیت ذکر کرد و فرمود که من مقتدر و متخصص و هم امین هستم.

 

ذوالنور با بیان اینکه اگر کسی می‌خواهد مسئولیتی بپذیرد باید به وظایف آن و اینکه در چه محیطی قرار است انجام وظیفه کند آشنا باشد، ادامه داد: کسی که می‌خواهد در نظام جمهوری اسلامی بار یک وزارتخانه را به دوش بکشد باید با مبانی، اصول و چارچوب نظام اسلامی آشنا بوده و نسبت به آن اعتقاد و التزام عملی داشته باشد.

 

این کارشناس مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه فاصله گرفتن از این شاخص به معنای عدم شایستگی برای قبول مسئولیت در نظام اسلامی است، انتصاب چنین فردی را همچون مهره‌ای هرز در ماشین اداره کشور توصیف کرد و افزود: یکی دیگر از ویژگی‌های وزرای صالح برخورداری از علم، تجربه و تخصص لازم است چرا که کار آنها در سرنوشت مردم تاثیر مستقیم دارد.

 

وی ضمن پرهیز از انتصاب وزرا با سیاسی کاری و وامدار بودن آنها به جریانی خاص تصریح کرد: افرادی که معرفی می‌شوند نباید محیط کار خود را به پاتوق یارگیری و خدمت به جریانی خاص تبدیل کنند.

 

ذوالنور در تشریح ویژگی چهارم وزرای صالح به عدم سوء سابقه آنها اشاره کرد و یادآور شد: اگر کسی در فتنه 88، قضایای کوی دانشگاه 78 و ماجرای تحصن مجلس ششم که در واقع موضع‌گیری علیه نظام بود سابقه سوء دارد به صورت اولی مردود است.

 

این کارشناس مسائل سیاسی در همین زمینه افزود: اما اگر کسی علیه آن فتنه موضع‌گیری نداشته می‌توان نتیجه گرفت یا آن فتنه را قبول داشته یا نظام را به حق نمی‌دانسته و یا اینکه از قدرت تشخیص برخوردار نبوده است که در این صورت چنین شخصی نمی‌تواند بار مسئولیت را بر عهده بگیرد.

 

وی با اشاره به لزوم عذرخواهی کسانی که سال 88 اتهام تقلب را به نظام وارد کردند، خاطرنشان کرد: تاکید رهبری مبنی بر عذرخواهی فتنه‌گران حداقل کاری است که آنها باید انجام دهند اما عذرخواهی آنها به معنای رأفت نظام و باز بودن در توبه است نه به معنای اینکه آنها بیایند و سکان اداره کشور را در دست بگیرند.

 

ذوالنور با تاکید بر اینکه کسی که تخصص لازم را داشته و در عین حال در فتنه نیز مواضع شفافی اتخاذ کرده باشد، برای وزارت نسبت به توابین فتنه اولویت دارد تاکید کرد: ما در کشور قحط‌الرجال نداریم و برای تصدی وزارتخانه‌ها نباید روزه شک‌دار گرفت که از این رو صلاحیت اخلاقی، اعتقادی و خانوادگی افراد باید احراز شود.

 

این کارشناس مسائل سیاسی کار ستادی و کار اجرایی را از زمینه‌های کاری یک وزیر برشمرد و خاطرنشان کرد: وزیر صالح فردی است که با تحرک و نشاط بتواند در این دو عرصه خدمت کند.

فتنه را نادیده بگیریم مردم درباره ۲۹۰ نفرمان تجدیدنظر می‌کنند

مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با انتقاد از گسترش‌های لابی‌گری برای کسب رای اعتماد از مجلس، اظهار داشت:  اخیراً عده‌ای با استفاده از واژه افراطی سعی دارند مانع از استیفای حقوق ملت شوند و به نوعی جلوی حرف‌های اساسی این مردم را بگیرند.

وی با تاکید بر اینکه «مردم از ما نخواهند گذشت اگر در مقابل ظلمی که به ایشان رفت سکوت کنیم» تصریح کرد: اگر ما در مقابل حقوق مردم کوتاه آمدیم و از ظلمی که به ملت در سال 88 رفت آسان گذشتیم مردم حق دارند نسبت به 290 نفرمان تجدید نظر کنند.

بذرپاش خاطر نشان کرد: عرصه رایزنی در این دوره از حد عرف فراتر رفته و جلسات مختلفی بیرون از مجلس شکل گرفته که به هیچ عنوان زیبنده مجلسی اصولگرا و آرمانی نیست. نمایندگان عزیز باید مراقبت کنند که تحت تاثیر برخی رفتارها قرار نگیرند که انشاءالله همین گونه است.

«طراح ایده تقلب» نباید رای اعتماد بگیرد/ نقش موثر یک وزیر پیشنهادی در تحرکات موسوی


مهدی محمدی کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به موضع‌گیری اخیر برخی از وزرای پیشنهادی درباره فتنه 88 و سکوت آنها در آن مقطع حساس اظهار داشت: نکته اول میزان نقش و سهم این افراد در فتنه 88 است؛ علی ربیعی وزیر پیشنهادی کار جزء اعضای ارشد حلقه امنیتی اطراف میرحسین موسوی بود که در طراحی بسیاری از اتفاقات سال 88 از جمله اردوکشی‌های خیابانی، طراحی ایده تقلب و رساندن موسوی به این جمع‌بندی که در انتخابات تقلب شده است، نقش بسیار جدی داشت.

*نقش پررنگ و عمیق ربیعی در فتنه 88/ طراح ایده تقلب

محمدی ادامه داد:‌ تصاویر و فیلم‌های شبی که میرحسین موسوی اعلام کرد که در انتخابات برنده شده و اگر نتیجه غیر از این باشد در انتخابات تقلب صورت گرفته است، نشان می‌دهد که علی ربیعی همواره در کنار میرحسین موسوی بود و او به همراه چند نفر دیگر نقش اساسی در سرپا نگه‌داشتن و ایجاد تحرک برای موسوی داشت لذا نقش این افراد در فتنه نه‌تنها حاشیه‌ای نیست بلکه بسیار عمیق، گسترده و موثر بوده است.

این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه شاخص‌ها درباره فتنه 88 کاملا روشن است، تاکید کرد: در حال حاضر بحث بر سر این نیست که چه کسانی تا چه زمانی فتنه را همراهی کرده‌اند بلکه موضوع اصلی این است که بابت آن زمانی که با فتنه همراهی کرده‌اند آیا مرزبندی داشته‌اند و از مردم به خاطر خسارت به امنیت و اعتبارشان عذرخواهی کرده‌اند یا خیر.

* نمایندگان مجلس در حوزه پر ریسک سابقه وزرا سختگیرانه عمل کنند

وی با تاکید بر اینکه بحث عذرخواهی و مرزبندی با فتنه 88 برای وزرای پیشنهادی همچنان مفتوح و مطرح است خاطرنشان کرد: این موضوع برای کسی همچون آقای ربیعی که قرار است بر روی سرمایه‌های هنگفت شرکت شستا بنشیند یا برای آقای میلی‌منفرد که اختیار ثبات یا بی‌ثباتی در دانشگاه‌ها در دست او خواهد بود، با ضریب بالایی مطرح است لذا نمایندگان مجلس باید در این حوزه پر ریسک سختگیرانه عمل کنند.

محمدی خطاب به برخی از این وزرا که در فتنه 88 نقش داشته‌اند گفت: من پیشنهاد می‌کنم که اگر این آقایان نسبت به آنچه که می‌گویند صادق هستند باید پشت تریبون مجلس آمده و صریحا ضمن اعلام برائت از اقدامات میرحسین موسوی اعلام کنند که در سال 88 تقلبی اتفاق نیفتاده و عذرخواهی کنند. در این صورت شاید نمایندگان توجیهی برای آسان‌گیری داشته باشند و آنها نیز بتوانند شهامت نداشته خود در سال 88 را جبران کنند.

داستان زندگی «خانواده ی آقای هاشمی» را وارد کتب درسی کنید!

مطلب زیر را در تاریخ 30 ام خرداد 92 ، بعد از ثبت نام نامزدهای انتخابات در وزارت کشور و یک روز قبل از اعلام نتیجه ی احراز صلاحیت ها نوشتم.

مطلبی انتقادی درمورد جناب آیت الله هاشمی رفسنجانی و خانواده ایشان که با زبانی نسبتاً طنز (از نوع تلخش) نوشته شده بود.

دلیل نگاشتن چنین مطلبی هم در آن برهه تصمیم و عزم ایشان برای کاندیداتوری انتخابات بود و بیان نظر شخصی ام درمورد صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری.

همانطور که عرض کردم این مطلب یک روز قبل از اعلام نهایی افراد احراز صلاحیت شده توسط شورای نگهبان نوشته شده بود (در واقع شب قبل از اعلام نتایج آماده انتشار بود) اما از آنجایی که از روزهای قبل گمانه زنی ها و زمزمه های غیر رسمی ای مبنی بر عدم احراز صلاحیت ایشان به گوش می رسید ، مطلب را در آن شب منتشر نکردم و تا اعلام نتیجه ی بررسی های شورای نگهبان دست نگه داشتم.

پس از اعلام نتیجه و مشخص شدن عدم احراز صلاحیت ایشان هم دیگر دلیلی برای انتشار این مطلب ، که انتقادی به تمایل حضور مجدد ایشان (و در نتیجه خانواده ایشان با آن سوابق معلوم) در عرصه اجرایی کشور بود ، نمی دیدم.لذا این مطلب منتشر نشد.

اما حالا ...

پس از رقم خوردن نتیجه ی انتخابات و روی کار آمدن کاندیدای مورد حمایت ایشان و طی ایام پس از انتخابات و اتفاقات این روزها همانطور که پس از انتخاب جناب روحانی پیش بینی می کردیم ، جناب هاشمی تمام قد به عرصه اجرایی کشور و به تعبیری به قدرت بازگشته اند ، به گونه ای که گویا در این چند سال نقش پدر معنوی را برای دولت یازدهم بازی خواهند کرد.

اتفاقاتی نظیر دیدار جناب هاشمی با رئیس جمهور منتخب که در آن جناب هاشمی به خبرنگاران گفتند : " آمده‌ام ببینم که کارها خوب پیش می‌رود و یا خیر" (یا چیزی با همین مضمون)

و یا حضور خانواده ی جناب هاشمی در مراسم تحلیف و یا لیست وزرای پیشنهادی جناب رئیس جمهور که نام بسیاری از وزرا و نزدیکان جناب هاشمی در آن به چشم می خورد ، همه و همه نشان از بازگشت جناب هاشمی و بدنبال آن خانواده ی پر حاشیه ی ایشان به فضای سیاسی کشور و به قوه مجریه است.



در کل ؛ این عکس این مقدمه ی نسبتاً طولانی نگارنده را بخوبی به تصویر می کشد.انصافاً که باید دست عکاس را طلا گرفت:

سایه ی هاشمی بر سر دولت روحانی:


با این تفاسیر ، همان دلیلی که بخاطر آن مطلب زیر را در روزهای قبل از انتخابات نوشته بودم ، به شکلی دیگر محقق شده ، در نتیجه نیازی برای در بایگانی ماندن این مطلب ندیدم و آنرا منتشر میکنم.

(این توضیحات را عرض کردم که اولاً بیان کنم که هدف حقیر از نگاشتن چنین مطلبی چه بوده و ثانیاً اینکه بدانید وقایع مطرح شده در متن از دیدِ تاریخ 30 خرداد 92 است)



مطلب منتشر نشده ی وبلاگ حــِــذر از تاریخ 30 ام خرداد 92 :

داستان زندگی «خانواده ی آقای هاشمی» را وارد کتب درسی کنید!

چند روز پیش خبری منتشر شد که موجبات تأثر خاطرمان را فراهم کرد.

در خبر 1 آمده بود که با تغییرات حاصل شده در کتب درسی ، داستان محبوب و پربار «خانواده آقای هاشمی» از کتاب تعلیمات اجتماعی دبستانی ها حذف خواهد شد.حیف شد.داستان آموزنده ای بود برای دانش آموزان.حیف...

در این فکر بودم که حالا چه چیزی جایگزین داستان زندگی این خانواده خواهد شد که هم جذاب باشد و هم دارای تعالیم والای اجتماعی ، که این فکر به ذهنم خطور کرد که اصلاً چرا حذف شود «خانواده آقای هاشمی» ؟!

اصلاً کتاب تعلیمات اجتماعی بدون «خانواده آقای هاشمی» صفایی ندارد.بهتر است که حذف نشود اما می توان یک کار دیگر کرد.می توان در راستای سند چشم انداز چند ساله ، با یک حرکت تاکتیکی در حد تیکی تاکا ، بجای حذف داستان ، یک خانواده هاشمی دیگر را جایگزین کرد.یعنی اصل داستان را نگه دارند و برای تنوع از یک خانواده ی هاشمی دیگر استفاده کنند.

حال سوال اینجاست که کدام خانواده ی هاشمی می تواند داستان زندگی اش سوژه ی کتاب ها و رمان ها شود و سرشار از «تعلیمات اجتماعی» باشد ؟!

بله درست حدس زدید! خانواده محترم آقای «هاشمی رفسنجانی بهرمانی» ، البته ببخشید ، «آیت الله» اش از قلم افتاد.


خانواده ای که نقطه نقطه زندگی شان پر است از مسائلی که هر کدامشان به تنهایی می تواند یک کتاب آموزنده باشد در حوزه علوم اجتماعی و اصلاً پتانسیل آنرا دارد که موضوع پایان نامه دکتری قرار بگیرد ، چه برسد به کتاب سوم دبستان.

اقدام علیه امنیت ملی ، جاسوسی ، ارتباط با کشورهای بیگانه ، سوءاستفاده از قدرت ، سوءاستفاده از بیت المال ، تبعیض ، ساماندهی آشوب های خیابانی ، دعوت آشکارا به هرج و مرج و اختشاش، فساد مالی ، ایجاد اخلال در سیستم اقتصادی ، پولشویی و... همه و همه مسائلی «اجتماعی» و البته نه هنجار ، که ناهنجارهای اجتماعی هستند که می بایست در راستای همان سند چشم انداز چند ساله ، دانش آموزان به خوبی با آنها آشنا شده و تدابیر کافی جهت پیشگیری از بدام افتادن نسل های بعدی در این دام ها اندیشیده شود.

حال اگر انصاف را در نظر بگیریم و بدون هیچ جهت گیری سیاسی ، بخواهیم یک خانواده پیدا کنیم که بشود در بستر داستان زندگی آن ، تمام این ناهنجاری ها و جرایم اجتماعی را به نحو احسن و به صورت کاملاً تربیتی ، به دانش آموزان تفهیم کرد و آنها را با پیامدهای نامطلوب این مسائل آشنا کرد ، نام مبارک کدام خانواده به ذهن متبادر خواهد شد؟!

احسنت به هوشتان!

اصلاً مگر میشود اسمی از این جرائم بیاید و نام مبارکی از خانواده ی جناب هاشمی ، (که البته من دوست دارم «رفسنجانی» بخوانمشان) در میان نباشد؟

لنگه ندارند اعضای این خانواده حقاً و انصافاً.اگر این ها را نداشتیم چه می خواستیم بکنیم؟!

شما فقط در نظر بگیرید ، آقازاده «مهدی» را...

با اختلاس هایی که در زمان مدیریتش در اقصی نقاط سازمان ها و نهاد ها ، اتفاق افتاده اصلاً کاری نداریم ، اینکه در زمان حضورش در دانشگاه آزاد هزینه های موبایل‌های شخصی خود و همسرش ، تلفن منزل،‌آرایشگر شخصی، گوسفند نذری عید قربان، ویزای خانوادگی دبی، قبض برق منزل، خرید از فروشگاه فرودگاه مهرآباد و حضور خانواده وی در کافی شاپ فرودگاه، بیمه نامه خودروی همسرش، هزینه‌های تمیز کردن شیشه‌های منزل و... از بیت المال (بخوانید بیت الحال) مصرف می شده 2 ، اصلاً هیچ ! به چشم نمی آید. اما انصافاً شما ببینید یک نفر مهندس آشوب های خیابانی و یک سطل آشغال آتش زن اجیر کنِ حرفه ای (عجب اصطلاحی) باشد، ارتباطش با آن ور آبی ها و «ضد» ها تابلو باشد ، فایل صوتی مکالمه تلفنی اش با ضد انقلاب خارج نشین را همه شنیده باشند (از جمله عمه قمر نگارنده) ، در این مکالمات به بالا و پایین نظام توهین کند و از افتخاراتش در خرابکاری بگوید و بخواهد با امریکایی ها ارتباط بگیرد که یک کمی فیتیله ی تحریم ها را بالاتر بکشند که اینجا این ها جلوی رقبای سیاسی شان بتوانند گارد بگیرند.کاری بکند که آن ضد انقلاب طرف مکالمه ، در فعالیت ضد نظام جلویش کم بیاورد 3 (همه رفقایش ، از جمله پسر صدام و سرهنگ قذافی ، باید کم بیاورند جلویش انصافاً ) ، سه سال فراری و لندن نشین باشد ، بعد با تمام این تفاسیر به حکم سنگین و لهِ لهِ کننده ی 6 ماه حبس محکوم شود ، بعد با خواهش و تمنا تشریف فرما شود اوین و نهایتاً فقط پس از دو ماه حضور در هتل اوین با وثیقه ای در حد یک ، یک و یک عالمه صفر ، از زندان راهی خانه پدری شود و پس چند ماه چرخ زدن در مملکت (احتمالاً با همان بنزهای ارزان تر از پژو) احظار (بخوانید دعوت) شود به دادگاه ، بعد بیاید جلوی خبرنگاران خنده ای مستانه بزند و برود.و در کمال آرامش به زندگی اش ادامه بدهد.تازه نمایشگاه کتاب هم برود ، به غذای روح هم برسد. 

اعجوبه ای است انصافاً این آقا مهدی(بخوانید آقازاده مهدی) ؛ حق دارد پدر در وصفش بگوید :«... در دوران کودکی تیزهوشی‌ات مایه اعجاب من بود. مکرر اتفاق افتاد که در خیابان‌های تهران در حال رانندگی، من سرگردان می‌شدم و تو در سه- چهار سالگی راه را نشان می‌دادی و این صحنه، در سفر اروپا هم چند بار پیش آمد. البته آن وقت بزرگ‌تر بودی و یک بار تحت تأثیر هوش‌ات گفتم ابوعلی سینا می‌شود. این اسم در خانه برایت مانده. از آن روزی که به دوران تمییز رسیدی، با همسالان خود مخصوصاً در بین فامیل تفاوت فاحشی داشتی...».انصافاً این آقازاده چه دارد؟! «ایول» دارد.


یا مثلاً آقازاده فائزه ؛

مرد شماره یک خانواده در کف خیابان ها در سال 88 . مرد ؟! ببخشید تقصیر من نیست ، آقا یاسرشان (چهره ی صرفاً اقتصادی خانواده) گفته که مرد ترین عضو خانواده هاشمی (بخوانید خانواده «فخیمه» هاشمی) «فائزه» (بخوانید همان «فائزه».چیز دیگری نخوانید ها ، راضی نیستم) است.4 انصافاً کلام برحقی بوده این کلام جناب یاسر.مردی است برای خودش.فائزه خانم را می گویم.خطابه های آتشین اش در جمع سبزقباهای فیروزه ای پوش در خیابا های 88 را به یاد بیاورید.بچه های بسیج مسابقه گذاشته بودند در دستگیری اش ، اما پس از هر بار ، با سرعت نور آزاد می شد این آقازاده ی ضد امنیت ملی.اما از حق نگذریم در آخر مردانگی اش را ثابت کرد و دوره ی محکومیت خود را (که البته 6 ماه بیش تر نبود) به طور کامل در هتل اوین گذراند.

این خانواده است دارد آقای «آیت الله» ؟!

مادر خانواده را بگو.پیام تکان دهنده و دیپلماتیک حضرتشان هنوز هم که هنوز است در گوش هواداران پیچیده و جان نوازی می کند.آنجا که شناسنامه بدست ، بعد از ادای تکلیف خود در پای صندوق های رأیِ 88 ، به خبرنگار که از ایشان توصیه ای خطاب به هواداران میخواهد ، می گوید (بخوانید می فرماید) «اگر تقلب کردند ، هوادار ها بریزند تو خیابون ها»

بنازم این عمق دید استراتژیک و تیزبینی مثال زدنی را.فقط از محفل گرم این خانواده است که یک چنین انسان های ژرف نگری بیرون می آید.از کجا فهمیدید که قرار است تقلب شود؟! حالا که فهمیدید یا بهتر بگویم احتمالاً در جلسات خصوصی خانوادگی از زبان سایر اعضای فعال خانواده در سال88 شنیده اید ، چرا انقدر صریح و بی مقدمه پیام می دهید ؟!

یکی نیست بگوید شما به همان مهمانی های تان با همسر قذافی و ملک عبدالله برسید5 ، با هواداران عزیز و دوست داشتنی! جنبش سبز چه کار دارید ؟!

البته نقش آفرینی های ایشان در 88 فراتر از این قبیل بیانیه های سرپایی بوده و ایشان نقش محوری ایفا میکردند در خانواده. تا آنجاییکه آقا یاسرشان میگوید :" (در اتفاقات88) پدرچشم به مادرم دوخت و تاکید کرد «بچه‌ها را اذیت خواهند کرد و شما باید خیلی تحمل داشته باشی.»" 4 عجب صحنه ی تراژدیکی بوده آن لحظه ی چشم دوختن !

اصلاً جگر آدم کباب می شود از این جمله : " بچه‌ها را اذیت خواهند کرد"

جل الخالق...


انصاف را در نظر بگیرید.کجای ایران دیگر یک چنین خانواده ی با کمالاتی پیدا می شود ؟! همه اعضای خانواده از نخبگان فکری و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و ضدفرهنگی و... بحساب می آیند.همه عالم اند و علامه ماشاالله...

اتفاقاً مادر خانواده هم در یکی دیگر از مصاحبه هایشان به این مسئله اشارتی داشته اند:

مصاحبه کننده : با توجه به اثرگذاری‌ای که خانواده هاشمی داشته و دارد، چقدر راجع به مسائل مهم در داخل خانواده تشکیل جلسه می‌دهید، راجع به انتخابات، اخبار و…؟

مصاحبه شونده (مادر خانواده) : همه در خانواده هاشمی خودشان عالم هستند و احتیاج ندارند جلسه تشکیل بدهند.

اینجاست که شاعر میگوید : من حرف دیگه ای ندارم...

 

اما از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است.بگذار از بزرگ خانواده ، حضرت «آیت الله» بگویم.بزرگ خاندان هاشمی ، جناب اکبر آقای رفسنجانی (حفظه ا...).


چه بگویم ؟! از کجایش بگویم ؟! از افتخار به نامه های بدون سلام و والسلام بگویم یا از آخرین نماز جمعه ی حضرتش ؟!

نه! اصلاً رها کنیم این زخم های کهنه را . بگذارید از همین روزها بگوییم.از ویراژ دادن کاروان بنزها (همان بنزهای ارزان تر از پژو) در مسیر جماران – وزارت کشور بگوییم و از بالارفتن فشار خون بعضی ها و پایین آمدن نرخ ارز حرف بزنیم که به قول معروف کمی جگرمان حال بیاید.چه کنیم دیگر ما قشر مستضعف و آسیب پذیر (بقول آقایان) دلخوشی مان به همین است دیگر.تفریح مان شده پیگیری اخبار مربوط به بالا و پایین شدن نرخ ارز و طلا و پسته و...

گفتم پسته یاد شب عید افتادم.یادش به شر.عید امسال اولین عیدی بود که آجیل مان پسته نداشت.با خودم فکر میکردم ای کاش بنزها شب عید هم یک چرخی در خیابان ها میزدند بلکه قیمت پسته هم کمی مورد نوازش قرار میگرفت.فکرش را بکنید! چه میشد اگر میشد! بازار پسته که دیگر بیش از سایر کالای ضروری این روزهای سبد خانوار ، به حضرت آیت الله ارادت دارد و بدیهتاً نوسانات نرخ آن بیش از دیگر کالاها می تواند تحت تأثیر «چرخ زدن های بنز ها در خیابان» باشد.

بگذریم! بالاخره از هر مسیری و از هر مبدأ ای بنز ها رسیدند به مقصد و حضرت آیت اللهِ هفتاد و نه ساله به سختی و بامشقت لرزش دست ، قلم را بدست گرفت و فرم پر کرد برای ریاست جمهوری.باز هم خلقی دیگر از عجایب توسط این خانواده با برکت! و باز هم جل الخالق!

انسان هشت سال قبل با آن وضع شکست بخورد ، چهار سال قبل کاندیدای مورد حمایتش با آن یکی وضع شکست بخورد ، بدتر از آن ، با آن موضع گیری های پس از انتخابات چهار سال قبل ، آن وضع (همان وضع) را به بار بیاورد ، باز با همه ی این «اوضاع» (جمع مکسرِ «وضع») در سن هفتاد و نه سالگی بیاید دوباره کاندیدای ریاست جمهوری بشود ؟! انسان متحیر می ماند از این خانواده (به قول دوستان اصلاً یه وضعی !!! )

کاری نداریم! به هر حال معظم له مصلحت را این چنین تشخیص داده اند.به هرحال شغل و تخصص شان است «تشخیص مصلحت». اما از آنجایی که ممکن است ایشان مصلحت چیز و کس (چیزها و کسان) دیگری غیر از مصلحت نظام را در نظر گرفته و عزم کاندیداتوری کرده اند ، از شورای محترم نگهبان خواستارم با توجه به موارد بالا در بررسی صلاحیت نامبرده ، مصلحت عقل و دین و مردم و خدا و پیغمبر را درنظر بگیرند.(این قسمت آخر را نامه اداری در نظر بگیرید)

حال اگر از درخواست کاملاً رسمی ام از شورای نگهبان (که کاملاً نامحسوس آنرا مطرح کردم)  بگذریم ، نمی شود بیخیال درخواست اولم شد.داستان خانواده ی آقای هاشمی و کتاب بچه دبستانی ها را می گویم.انصافاً ، به قول دوستان «بالا غیرتاً» یک چنین خانواده ای را کجا دیگر می توانید پیدا کنید ؟! یک همچین پدری ، یک چنین مادری و چنین فرزندانی ؟!

باور کنید که خاص است این خانواده.فرق دارند با بقیه مردم اصلاً.درست است که بر اساس اصل 19 قانون اساسی مردم از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد  و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود ، اما آن برای کتاب ها و قصه هاست در واقعیت گویی فرق هست میان این خانواده و سایر خانواده ها.فرق هست میان فرزندان این خانواده با فرزندان مردم.

در پایان باز هم پیشنهاد خود را مبنی بر استفاده از داستان زندگی این «خانواده هاشمی» در کتب درسی بمنظور درس عبرتی برای سایرین! مطرح میکنم.امید است که نسل های آینده مفاهیمی همچون عدالت و سازندگی و آزادی و برابری انسان ها و ... را از اعضای این خانواده بیاموزند و همچون ما عینیت بسیاری از وقایع و شخصیت های تاریخی را شخصیت اعضای این خانواده ببینند.

والسلام...



پ.ن 1 : بخاطر فرمایش حضرت آقا ، اگر نقدی هم داشته باشیم به دولت جدید و جناب روحانی فعلاً دست نگه داشته و مطرح نمی کنیم.با این وجود این مطلب اگرچه درمورد جناب هاشمی و خانواده ایشان بود اما تذکر و هشداری به رئیس جمهور محترم بود که یادشان باشد که رأی دهندگان به ایشان ، به ایشان رأی داده اند نه به جناب هاشمی.پس سعی کنند شرایط طوری رقم نخورد که اینطور به نظر برسد که دولت یازدهم ، دولت جناب هاشمی است (نظر به لیست وزرای معرفی شده به مجلس)


پ.ن 2 : : در سراسر مطلب با وجود نقدهای جدی و درد دل های شدیدی که نسبت به جناب هاشمی و خانواده شان وجود دارد ، سعی کردم جانب انصاف و ادب را رعایت کرده باشم.امیدوارم از این مطلب سوءبرداشت توهین نشود


پ.ن 3 : ان شاالله که "عمو فیلترچی" در دولت تدبیر و امید دارای سعه صدر بالایی باشد!


برگرفته شده از hezr85.blog.ir

لطفا مستند «حماسه توحیدی» را بدهید آقای روحانی ببینند

شنبه شب گذشته (12 مرداد 1392) شبکه سوم سیما پس از بخش خبری ساعت 22، مستند زیبا و تاثیرگذاری با عنوان «حماسه توحیدی» را به روی آنتن فرستاد.

این مستند، گزارشی کوتاه از تلاش جانباز شیمیایی، «شهید نقی توحیدی» برای حضور در انتخابات اخیر و دادن رای است که البته در عین کوتاهی، بسیار جالب بود.

shahid-touhidi-02-www-varamincity-com

شهید نقی توحیدی، جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی بود که قریب یک هفته پیش به خیل یاران شهیدش پیوست.
شهید توحیدی علی رغم اینکه به علت وخیم شدن وضعیت جسمانی در خانه بستری بود، اما اصرار زیادی بر حضور در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری داشت.

وقتی پیگیری دوستان و خانواده او برای حضور صندوق رأی سیار در منزل این جانباز شیمیایی به جایی نمی‌رسد و او از نیامدن صندوق سیار مطمئن می‌شود، به یکباره از جا بلند شده و هر جور هست خود را به حوزه رأی گیری رسانده و رأی خویش را درون صندوق می‌اندازد.

مستند «حماسه توحیدی» شرحی است بر حماسه‌آفرینی این جانباز شیمیایی ساکن ورامین در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی.

«نقی توحیدی» قریب یک هفته پیش بر اثر شدت عوارض ناشی از تنفس گازهای شیمیایی در دوران دفاع مقدس، به خیل شهدا پیوست.

این مستند زمانی پخش شد که آقای حسن روحانی، رئیس جمهور محترم، تازه چند ساعتی از دریافت حکم تنفیذش می گذشت.

احتمالا به دلیل مهیا شدن ایشان برای حضور در جلسه تحلیف در روز یکشنبه، ایشان این مستند را ندیده اند.

بد نیست که مسئولین صدا و سیما یا دوستان و نزدیکان آقای روحانی، این مستند کوتاه را به دست ایشان برسانند و ایشان هم آن را ببینند.

قطعا اهمیت و ارزش آن بار سنگینی که در مراسم تنفیذ از آن سخن گفتند، بیشتر برایشان جلوه خواهد کرد.


لینک مشاهده آتلاین و دانلود با کیفیت های مختلف

آقای روحانی یادتان که هست؟؟؟ بسم الله...

امام خامنه ای:من به نامزدهاى گوناگون عرض ميكنم جورى حرف بزنيد كه اگر در خرداد سال آينده نوار امروز شما را جلوى خودتان گذاشتند يا پخش كردند، شرمنده نشويد؛ جورى وعده بدهيد كه اگر چنانچه آن وعده را بعداً به رخ شما كشيدند، مجبور نباشيد تقصير را گردن اين و آن بگذاريد كه نگذاشتند، نشد. كارى را كه ميتوانيد انجام دهيد، وعده بدهيد.
روحانی هفت خرداد 1392: «راه ‌حل ‌های کوتاه مدت یک ماه و ١٠٠ روزه برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاست داخلی و خارجی در دولت تدبیر و امید پیش بینی شده است که با این برنامه ما می توانیم در یک فرصت کوتاه شاهد تحول اقتصادی باشیم».

دولت راستگویان و درستکاران

یا از 12 مرداد و یا از روزی که آخرین رأی اعتماد به کابینه داده شود

بالاخره از همین روزها به مدت 100 روز قول داده اید اوضاع اقتصادی و معیشتی کشور را سامان دهید

یاعلی بسم الله خدا به همراهتان

ببینیم چند مرده حلاجید!!!