گرمای ِ زیر چادر با زبان ِ روزه دو چندان است ولی حرارتِ نگاه های مختوم به لذّت ِ دیگری ویرانگرتر است رفیق...

من دختری هستم که نود درصد آدمها درست مثل شما یک سنتی زاده ی متحجر تلقی ام می کنند | اما شاید خیلی ماهرانه تر از شما برقصم | من شاید با دقت بیشتری از شما بتوانم صورتم را رنگ آمیزی کنم | شاید هم تا امروز فرصت زیادی را گذاشته ام که بین بهترین مارک های ریمل و رژ بگردم | من یک دخترم | پر از حس زیبایی | من هم دوست دارم که موهایم هوا بخورد | این روزها هم که خودت می دانی گرما طاقت می برد | من هم لباس های رنگارنگ دوست دارم | اما چادر سر می کنم | من خیلی وقت است که حتی کسی نمی داند موهایم چه رنگی دارد و چه اندازه است | تمام مردهایی که مبهوت تو می شوند من را با اخم بدرقه می کنند | اما من چادرم را محکم تر می گیرم |دوست ندارم با آنچه خدا به من داده به جنگ با خدا بروم | من چادرم را دوست دارم | من هم پرم از حس های زنانگی که تا یک زن نباشی نمی فهمی یعنی چه | ولی بابت همان تک انگشتری که دست هایم را خیلی زیباتر از قبل می کند عذاب وجدان دارم | من آدم مومنی نیستم ادعایی هم ندارم ولی گناه فردی را به گناه اجتماعی ترجیح می دهم | من اگر بخواهم سقوط کنم دست آدم های دورو برم را هم نمی گیرم تا سقوط کنند | چون آن ها را دوست دارم | دلم می سوزد برای آن مردهایی که درگیر پرهیزند از زنانی که زیبایی های زنانه شان را بی هیچ قیمتی عرضه کرده اند | همیشه این سوال برایم بی جواب مانده که چگونه می شود زنانگیت را تاراج کنی به قیمت خریدن نگاه هایی که نه از عشق چیزی می فهمند و نه از پرهیز و همگی بهانه ی هوس های نا تمامند.. |

+ حدیث قدسی: مردم یک‌بار می‌میرند ولی مؤمن به خاطر مبارزه با نفس و مخالفت با هوای نفسش روزی هفتاد بار می‌میرد.